احتمال ممنوعیت توزیع محصولات نوکیا و اینتل در ایران
محرابیان طی دستوری از واحدهای ذیربط در این وزارتخانه خواست تا اطلاع ثانوی کلیه فعالیتهای تولیدی و توزیعی این دسته از شرکتها که در مظان تعلق سهام آنها به صهیونیستها قرار دارند، به حالت تعلیق در آید.
محرابیان در این دستور تاکید کرد: لازم است کلیه فعالیتهای تولیدی و توزیعی اینگونه شرکتها، تا اطلاع ثانوی تعلیق شود تا پس از دریافت نظرات قطعی، مراجع مربوط در اینباره تصمیم نهایی را اتخاذ کنند.
گفتنی است شرکتهای نستله، کوکاکولا، اینتل و نوکیا از جمله معروفترین شرکتهایی هستند که در ایران به داشتن سهامداران اسرائیلی مظنون هستند.
السَّلأمُ عَلَيْكَ يَا أبا عَبْدِاللهِ
تاسوعا و عاشورای حسینی بر محبان آل محمد(ص)تسلیت باد
... و تو، ای آن که در سال شصت و یکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بوده ای و اکنون، در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبهء بشریت، پای به سیاره زمین نهاده ای، بگو تا خودت بدانی، محرم دارد می آید، زود باش تصمیمت را بگیر؛ قطعه قطعه می شوی برای حسین(ع) یا زر می ستانی برای قطعه قطعه کردنِ .... مباد بر ما که دین را سر ببریم....
نومید مشو، که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست و انتظار می کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خود و دلبستگی هایش هجرت کنی و به کهف حَصین ِ لازمان و لامکانِ ولایت ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان، خود را به قافلهء سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی...
* برگرفته از بانک ادبیات عاشورائی http://www.emamhossein.com
فرمان سوم براي نرخ بهره
پس از صدور دو فرمان مهم و بحثانگيز در خصوص ميزان سود تسهيلات و ميزان سود سپردهها، ديروز در فرمان سومي كه در قالب «قانون رفع موانع توليد» از سوي رييسجمهور ابلاغ گرديد، براي تفاوت اين دو نرخ (تسهيلات و سپردهها) دستورالعمل تدارك ديده شد؛ بر اساس ماده 3 اين قانون، تفاوت «متوسط سود تسهيلات» با «متوسط سود سپردهها» حداكثر بايد به سه درصد محدود شود؛ به اعتقاد صاحبنظران اقتصادي، فرمان اول براي كاهش نرخ سود تسهيلات از يك سو باعث عدم تعادل در بازار پول و از سوي ديگر باعث خروج منابع از بانكهاي دولتي تا حدي شد كه موجب صدور فرمان دوم براي محدودسازي بانكهاي خصوصي در تعيين نرخ سود سپردهها شد. نكته جالب اين است كه با تخليه منابع بانكها هم اكنون نه اثري از فرمان اول در بازار پول قابل مشاهده است (متقاضيان وام حتي براي نرخهاي بسيار بالاتر از 12درصد هم درصف ايستادهاند) و نه اثري از دستورالعمل دوم (سود سپرده كوتاه مدت كه قرار بود به 9درصد محدود شود هم اكنون در چارچوب سپردهگذاري ويژه يا گواهي سپرده به 19درصد هم ميرسد). همچنين اوضاع به گونهاي است كه نرخ سود اوراق مشاركت دولتي هم كه قبلا به 5/15درصد كاهش يافته بود، هم اكنون به 19درصد افزايش يافته است/دنیای اقتصاد
انگ رسمی یک مقام مسؤول به "زنان مطلقه" چرا ؟
طبیعتا نتیجه طلاق نیز وجود پدیده ای به نام "زنان مطلقه" است که از شوی سابق شان جدا شده و با پدر و مادر یا به تنهایی زندگی می کنند.
حمایت اجتماعی از این قشر، آن هم در جامعه مرد سالار ایران و در شرایطی که بسیاری از مردان، متاسفانه نگاه های ناپاکی به زنان دارند، یک وظیفه بزرگ است که بر دوش خانواده ها، نهادهای اجتماعی، صاحبان قلم و در نهایت مسوولان سیاسی جامعه و مشخصا مسوولان مرتبط با امور زنان، سنگینی می کند.
در چنین شرایطی و بر خلاف انتظار یکی از مسوولان که به واسطه سمتش درباره زنان، از بیت المال حقوق می گیرد و روزگار می گذراند، در آماری عجیب، انگ رفتارهای غیراخلاقی به زنان مطلقه زده و مدعی شده که یک سوم زنان مطلقه تهرانی 9 ماه پس از جدایی به خاطر موارد اخلاقی در دادگاه ارشاد دارای پرونده اخلاقی می شوند!
خانم فرحناز قندفروش، مشاور استاندار تهران در امور بانوان، البته مستندات این ادعای وحشتناک را اعلام نکرده و آن طور که خبرگزاری مهر خبر داده، فقط تاکید کرده است که این یک واقعیت تلخ است!
معنای عمیق تر سخن ایشان، این است که بسیار بیشتر از یک سوم زنان مطلقه تهرانی دچار انحرافات اخلاقی می شوند که یک سوم شان گیر می افتند و کارشان به دادگاه و این قبیل جاها می کشد.
این نوشتار درصدد به چالش کشیدن درستی یا نادرستی آمار یک سومی خانم مشاور نیست - هر چند که آن را مبالغه آمیز می داند- بلکه سخن اصلی یادداشت حاضر، اصل مطرح کردن چنین آماری از سوی یک مقام مسوول در امور بانوان است.
به راستی آیا ایشان به عنوان مشاور استاندار تهران در امور بانوان خبر ندارند که زنان مطلقه، به صرف اینکه از همسرشان جدا شده اند، در جامعه ما به اندازه کافی مورد سوءظن قلب های مریض هستند و این در حالی است که بسیاری از آنان، همانند اکثر زنان ایرانی پاک و پاکدامن اند و فقط بازی سرنوشت آنها را به فروپاشی زندگی مشترک کشانده و روحشان را آزرده است؟
حال در چنین فضای آمیخته با سوءتفاهمی، یک مسوول آن هم یک مسوول خانم که باید هم جنسان خود را بیشتر درک کند، با صدای بلند اعلام می کند که ایها الناس، وضع زنان مطلقه آنقدر خراب است که یک سومشان در دادگاه ارشاد پرونده اخلاقی دارند.
آیا این سرکار خانم با این خبر (واقعی یا کذب)شان به زنان آسیب دیده و آسیب پذیر مطلقه ، خدمت کرده یا بدانها ستم کرده است؟
آیا وقتی یک مقام رسمی از یک تریبون عمومی چنین انگ زشتی را متوجه بخش قابل توجهی از زنان جامعه می کند، زنان مطلقه در معرض طمع ورزی ها و آسیب پذیری های بیشتری قرار نمی گیرند و قلب های مریض با جسارت بیشتری درصدد آزار آنها برنمی آیند؟!
آیا با این شاهکار، ترو خشک با هم نمی سوزند و ذهنیت جامعه به زنان مطلقه آلوده تر نمی شود؟
آیا اگر خود خانم قندفروش جزو این زنان بود یا از نزدیکانش دچار طلاق بودند، چنین بی پروا و راحت، انگ انحراف اخلاقی به زنان مطلقه را آن هم فقط پس از 9 ماه پس از طلاق را می زد؟
به راستی وقتی خانم مشاور امور بانوان چنین اتهامی را متوجه زنان مطلقه می کند از دیگر مسوولان چه انتظاری می توان داشت؟
ای کاش مسوولان ما یاد بگیرند که خیلی وقت ها می توانند حرف نزنند. به خدا آسمان به زمین نمی آید اگر گاهی اوقات هم زبان به کام بگیرند تا مردم از سکوت شان لذت ببرند!/عصر ایران



